جولیا رابرتز (دانلود 6 عنوان) + بیوگرافی

بیوگرافی
جولیا فیونا رابرتز (زاده ۲۸ اکتبر ۱۹۶۷) یک هنرپیشه اهل ایالات متحده آمریکا است. او که بهخاطر نقشهای اصلیاش در فیلمهایی با ژانرهای مختلف شناخته میشود، جوایز متعددی از جمله یک جایزه آکادمی، یک جایزه فیلم آکادمی بریتانیا و سه جایزه گلدن گلوب دریافت کرده است. فیلمهایی که او در آنها بازی کرده است در مجموع بیش از 3.9 میلیارد دلار در سطح جهان فروختهاند و او را به یکی از سرمایهپذیرترین ستارههای هالیوود تبدیل کردهاند. رابرتز پس از موفقیت اولیه با حضور در پیتزای مرموز (1988) و ماگنولیاهای پولادین (1989)، وقتی تیتر یک کمدی رمانتیک پردرآمد زن زیبا (1990) شد، خود را به عنوان یک بازیگر پیشرو معرفی کرد.
او در طول دهه 1990 در بسیاری از فیلمهای موفق تجاری بازی کرد، از جمله کمدیهای رمانتیک «عروسی بهترین دوست من» (1997)، «ناتینگ هیل» (1999) و «عروس فراری» (1999). او جایزه آکادمی بهترین بازیگر زن را برای بازی در نقش اصلی در درام بیوگرافی ارین بروکوویچ (2000) دریافت کرد. رابرتز در دهههای بعد با فیلمهای Ocean's Eleven (2001)، Ocean's Twelve (2004)، جنگ چارلی ویلسون (2007)، روز ولنتاین (2010)، Eat Pray Love (2010)، آگوست: Osage به موفقیت بیشتری دست یافت. County (2013)، Wonder (2017)، بلیت بهشت (2022) و Leave the World Behind (2023). رابرتز همچنین نامزدی جایزه امی پریمتایم را برای فیلم تلویزیونی HBO The Normal Heart (2014) دریافت کرد، اولین نقش تلویزیونی منظم خود را در فصل اول سریال هیجانانگیز روانشناختی Amazon Prime Video بازگشت به خانه (2018) داشت، و مارتا میچل را در سریال pollit 2 0 محدود کرد.
رابرتز علاوه بر بازیگری، شرکت تولید Red Om Films را اداره میکند، که از طریق آن به عنوان تهیهکننده اجرایی پروژههای مختلفی که در آن بازی کرده و چهار فیلم اول فرانچایز دختر آمریکایی (2004-2008) خدمت کرده است. او از سال 2009 بهعنوان سفیر جهانی لانکوم فعالیت میکرد. او پردرآمدترین بازیگر زن جهان در اکثر دهههای 1990 و نیمه اول دهه 2000 بود. او به ترتیب برای نقشهایش در فیلمهای ارین بروکوویچ (2000) و لبخند مونالیزا (2003) 20 میلیون دلار و 25 میلیون دلار دستمزد بیسابقه دریافت کرد. تا سال 2020، دارایی خالص رابرتز 250 میلیون دلار برآورد شد. مجله People او را پنج بار به عنوان زیباترین زن جهان معرفی کرده است.






