Hulk
·
5.7


بونو که در برانکس نیویورک به دنیا آمد، در یک خانواده یقه آبی بزرگ شد و در سنین پایین تصمیم گرفت بازیگری را به آرزوی زندگی خود تبدیل کند. در 11 سالگی، او با پاسخ دادن به آگهی فراخوان بازیگری برای فیلم «Spookhouse» هاروی فیرستین و دریافت نقش، بدون هیچ گونه کمکی از سوی خانواده یا سایر بزرگسالان، ارتباط خود را با اخلاق کاری خانوادهاش نشان داد. بونو در دوران نوجوانی و اوایل بیست سالگی خود نقشهای اصلی را در تلویزیون و صحنه نیویورک آغاز کرد و به عنوان یک قربانی جوان سوء استفاده جنسی در فیلم ابی، عشق من (1991) (CBS، 1991)، که به عنوان بخشی از برنامه ویژه تعطیلات مدرسه CBS (1984) پخش شد، نامزد امی روزانه شد. او به زودی برای ایفای نقش های فرعی در Waterland اثر استیون جیلنهال (1992) با جرمی آیرونز و ایتان هاوک فارغ التحصیل شد. به عنوان یک مهاجر غیرقانونی در راه کابوی (1994)، با وودی هارلسون و کیفر ساترلند. و در کمدی مستقل بسیار دوست داشتنی نوآ بامباخ، لگد زدن و جیغ زدن (1995)، که او را با همبازی اش در «ابی، عشق من»، جاش همیلتون، دوباره متحد کرد. بونو در حالی که حرفه بازیگری خود را پرورش می داد، در سال 1995 از دانشگاه کلمبیا با یک رشته دو رشته در زبان انگلیسی و علوم سیاسی فارغ التحصیل شد که تنها در سه سال به دست آورد.
پس از فارغ التحصیلی، بونو بیشتر بر روی نقش های شخصیتی در فیلم های مستقل و تلویزیون تمرکز کرد. او همسر و معتمد نگهبان زندان رابرت شان لئونارد بود که قبل از ایفای نقش یک خواننده اپرا در معرض تصادف و عاشق مرد جوانی (گیبسون فریزر) با فیلم «قاتل: یک مجله قتل» (1995) به عنوان گوشگوی کارل پانزرام (جیمز وودز) جنایتکار هیولایی دهه 1930 خدمت کرد. (1999). او به زودی آثار پشت دوربین را به رزومه در حال گسترش خود اضافه کرد، از جمله نویسنده/کارگردان در فیلم کوتاه، چمدان (1997)، با لیو شرایبر و مینی درایور، و به عنوان تهیه کننده و ستاره کمدی، دو نیناس (1999) در مورد یک جفت زن با نام مشابه (بونو و آمان) که بسیار نامشخص هستند، خدمت کرد. او به نوشتن و نوشتن "When the Cat's Away" (1999) با برد اندرسون ادامه داد و اقتباسی از اولین رمان F. Scott Fitzgerald، "This Side of Paradise" نوشت.
تیتراژ فیلم های بونو در آغاز هزاره جدید مبهم تر شد - خانه هنری و محافل جشنواره فیلم شاهد درام لزبین، پاپ کورن چاتنی (1999)، خریداران توجه (2000)، تصادفات شاد (2000) با ماریسا تومی و وینسنت دی اونوفریو بودند. او به زودی برای قرار گرفتن در معرض گستردهتر به تلویزیون روی آورد و آن را از طریق نقشهای فرعی در سریالهای پرمخاطب مانند سومین دیدهبان (1999) و سوپرانوها (1999) به دست آورد. در سال 2007، او در نقش کلانتر آنا ترنر، که در مورد مرگ سلف او (کریس برونو) تحقیق می کرد، به گروه بازیگران محبوب، منطقه مرده (2002) (ایالات متحده آمریکا، 2002-2007) پیوست.
در این دوره، بونو در فیلمهای متفاوتی مانند هالک آنگ لی (2003)، نقش مادر دیوید بنر که توسط خشم ژنتیکی او کشته شد، و لیگ آبجو (2006) و عشق و علاقهی غمانگیز آرتی لانژ در اکران خود را حفظ کرد. در سال 2010، او به عنوان مادر مطلقه کودی اسمیت-مک فی در فیلم Let Me In (2010) ظاهر شد، بازسازی آمریکایی فیلم خون آشام سوئدی، Let the Right One (2008). در همان سال، او پربازدیدترین نقشی که تا به امروز دیده شده بود را در فیلم Mad Men (2007) با بازی دکتر فی میلر دریافت کرد. بونو برای تلاشهایش در سال 2011 نامزد جایزه امی برای بازیگر مهمان برجسته در سریال درام شد.